دیگر مرا نیاز به گفتن نبود ...

دستم اگر به دامن آن شاه می‌رسید

پایم به عرش از شرف و جاه می‌رسید

دیگر مرا نیاز به گفتن نبود اگر

 آن کس که هست از دلم آگاه می‌رسید

ای کاش آن لطیف‌تر ازبوی گل شبی

آهسته با نسیم سحرگاه می‌رسید

راه امید بسته مرگ این که راه دوست

چون میهمان سرزده از راه می‌رسید

می‌شد ز روشنی شب تاریک من چو روز

گر برفراز کلبه‌ام آن ماه می‌رسید

بود از شرار عشق و دل ما نمونه‌ای

آتش اگر به خرمنی از کاه می‌رسید

آن رهنمای عشق «نگارنده» گر نبود

کی عقل ما به سیر الی الله می‌رسید

 

عبدالعلی نگارنده

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مــــــــادرچشم به راه

سلام برادرم ممنونم ازحضورتون [گل] التماس دعا دارم خواهش می کنم دعام کنیــــــــد...[ناراحت] فی امان الله[خداحافظ]

مهربانو

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد، وقتست که باز آیی اللهم عجّل لولیک الفرج

مطهره

خجسته باد زیبا مبعثش که با " إقرا بسم ربک" آغاز و با " إنا أعطیناک الکوثر" بیمه و با "الیوم أکملت لکم دینکم" جاودانه شد. عیدتان مبارک سلام بزرگوار با یه عاشقانه دیگه به روز هستم خوشحال می شم تشریف بیارید و منتظر نظرات ارزشمندتون هستم

محمد حامد

زندگی موسیقیِ گنجشک هاست زندگی باغِ تماشایِ خداست... زندگی یعنی همین پروازها، صبح ها، لبخندها، آوازها...

صهبای بیدگلی

سلام ای کاش آن لطیف‌تر ازبوی گل شبی آهسته با نسیم سحرگاه می‌رسید درود

محمد حامد

خدایا ماهت رو به اتمام است و گناهانم رو به ازدیاد!! در این ساعات پایان میهمانی میهمان جامانده‌ات را با غفران و بخششت بنواز ....

دنیای من

سلام آپم تشریف بیارید[گل]

سیده عامره

سلام بر پادشه خوبان ...سلاااااااااااام اعیاد شعبانیه مبارک باشد...ایشالله به آرزوهاتون برسید