بوی بهشتی

شام دراز هجر، عزیزان به سر رسید

اینک دهید مژده که یار از سفر رسید

بوی بهشتی گل سیمای مهدوی

پیچید در فضا و به هر بوم و بر رسید

زان روحبخش رایحه، با همت نسیم

عطر و شمیم خوبتر از مشک تر رسید

نور ظهور طلعتش از مشرق کمال

تا دیدگاه مردم صاحب نظر رسید

ای عندلیب خوش نفس گلشن امید

فریاد زن که منتظران، منتَظَر رسید

مقصود حق ز خلق جهان گشت آشکار

احمد خصال، «حجت ثانی عشر» رسید

خلق ستم رسیده ی مظلوم را بگو

اینک ز راه،‌ منتقم دادگر رسید

یعقوب را بگو که میفشان دگر سرشک

بگشای دیده، بهر تو نور بصر رسید

«واصل»، که باشدش دل خونین گواه عشق

بر مهر دوست این سند معتبر رسید

 

محمد آزادگان «واصل»

 

/ 8 نظر / 20 بازدید
فاطمه

سلام خیلی ممنون از حضور سبزتون شعر زیبایی ست التماس دعا یامهدی[گل]

اميد دل ها

دیگر شده ام دچار وسواس بیا بد جور به عصر جمعه حساس بیا گفتی به عموی خود ارادت داری این بار قسم به دست عباس بیا

♥AfsoOn

به ذهن شبزده من ظهور کن مهتاب ز دشت تیره ظلمت عبور کن مهتاب دلم گرفته نگارم ، ببین که تاریکم به خاطر دل عاشق ظهور کن مهتاب

دنیای شعر

سلام آپم با فاطمه فاطمه است

سمیه

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد اوگل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است! سلام صبح زیبای بهاری شما سبز و نیک

مهربانو

اللهم عجّل لولیک الفرج فوق العاده زیباست [تایید] [گل][گل][گل]

دنیای من

سلام آپم با مدیر مدرسه