مرز اجابت

چرا ز دوست پیامی برای ما نرسد

به گوش او مگر این ناله‌های ما نرسد

به روی غیر ببستم درِ سراچه‌ی دل

چرا شبی ز در آن آشنای ما نرسد

درون کشتی‌ام و این محیط طوفانی است

خدای من ز چه رو ناخدای ما نرسد

بیا که داروی دلهای داغدار تویی

کسی به درد دل بی‌دوای ما نرسد

تویی که می‌شنوی آه و ناله‌ی ما را

به گوش مردم دنیا صدای ما نرسد

به جان بلای تو را می‌خرم به عشق قسم

کسی به پای محبت به پای ما نرسد

تو را طلب ز خدا می‌کنم، نمی‌دانم

چرا به مرز اجابت دعای ما نرسد

خوراک ما که غم دیگران بود «خسرو»

نبوده روز و شبی کز برای ما نرسد

 

سید محمد خسرونژاد

/ 0 نظر / 7 بازدید