ای اشک آرام بگیر..پر از حرفم..

مولای من..چه بیقرارم..چه پریشان..بغض و گریه نفس برایم نگذاشته..

مولای من حال خوشی ندارم..می ترسم دیر برسی..

آخر کجایی الهی من به فدای شما..؟

آه که چقدر قلبم به درد آمده..لحظات دارد برایم به سختی سپری می شود..

مولای من ..تو را به مهربانی ات بیا!!

مولای عزیز تو را به رحمانیت الهی قسم..بیا..!!

دیگر توانی در خود نمی بینم که خستگی را خسته کنم و چشم انتظار بنشینم..

مولایم تو را قسم به..آه خدایا..شما را به چه قسم بدهم..؟

آنقدر مهربانید که دلم نمی آید به چیزی یا کسی شما را قسم بدهم..

می دانم آنقدر مادرتان را دوست دارید که حتی دلم نمی آید شما را به بانویم حضرت

زهرا.س. قسم دهم تاب نمی آورم به یاد مادر عزیزتان بیافتید و غم به دلتان بنشیند..

خدایا...

مولای من..الهی من به فدای شما..از آتش درون می سوزم..

قلبم دارد آتش می گیرد...نفسم دیگر تاب ندارد..

تمام دلخوشی هایم را از دست داده ام..تنها دلخوشی ام آمدن تو است..

می دانم..می دانم شما نرفتی که برگردی.تقصیر از سوی امثال من است..

مولای من..این دل اقیانوس پر تلاطمی شده..

مولای من..این همه درد را برای که بگویم..؟

قلب پر زخمم خسته شده..خودت می دانی که بیشتر شب هایم با بغض و گریه به پایان می

رسد..مولای من..!اگر دیگر برای شما هم درد دل نمی کردم،دق می کردم و زودتر از این ها قلبم از حرکت می ایستاد..

الهی من به فدای غربت و تنهایی شما..درست که خیلی تیره و سیاهم..خیلی گنهکارم

اما..قَسَمت می دهم شما دیگر تنهایم نگذار..!آه..اشک آرام بگیر حرف بزنم..

                                                                                                  خواهر کوچولو


 


 

/ 3 نظر / 15 بازدید
sahar

سلام بر شما منتظرعاشق خئاستار تبادل لینک با وبلاگ ریبایی شما هستم باشد که خداب خاطر خوبانی جون شما از ما هم بگذرد

محرم

سلام خواهر کوچولوى من... بالت چطور است؟ منتظرتم مواظب خوبى هات باش..