به خدا خسته ام بیا!

ای عشق بی نشان به خدا خسته ام بیا

 چون موسم خزان به خدا خسته ام بیا

 آخر بیا بگو به چه اسمی بخوانمت

 یا صاحب الزمان به خدا خسته ام بیا

 افتاده ام به گوشۀ عزلت به اشک چشم

 بی تاب و ناتوان به خدا خسته ام بیا

 هر کس به طعنه ای بزند نیش خویش را

 از نیش این و آن به خدا خسته ام بیا

 از وصف اینکه سختی دوران کشیده ام

 الکن بود زبان به خدا خسته ام بیا

 آقا خلاصه که به لبم جان رسیده است

 ای شاه جمکران به خدا خسته ام بیا

 هر روز و شب دو مرتبه خون گریه می کنی

 آقای روضه خوان به خدا خسته ام بیا

مسعود اکثیری


/ 4 نظر / 23 بازدید
مینا

پست زیبایی بود[گل] ممنون[گل]

طلبه

خواب بودم سخن عشق تو بیدارم کرد مست بودم تشر قهر تو هشیارم کرد یک زمان سر به هوا بودم و از دل غافل تا کمند غم عشقت گر فتارم کرد من که بودم همه جا ذره دور از نظری مهر صاحب نظران نقطه پر گارم کرد روزی هزار بار دلت را شکسته ام بی خود به انتظار وصالت نشسته ام هر بار این تویی که رسیدی و در زدی هر بار این منم که در خانه بسته ام هر جمعه قول می دهم ادم شوم ولی هم عهد خویش هم دلتان را شکسته ام ------------------- سلام علیکم... اپم و منتظر حضورگرم ونظر سازنده شماهستم... التماس دعای فـــــــــــــــــــــــرج یاحق[گل]