گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات...

من گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات، تا

آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

اول ضمیر غایب مفرد کجایی؟

ای پاسخ آدینه‌های پر معما

بی تو سرودیم آنچه باید می‌سرودیم

یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمیِ‌ بی چون و چرای سبز برگرد...

راحت شویم از دست اما و اگرها

آب و هوای خیمه سبزت چگونه است؟

اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست

ای تکسوار جاده‌های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست

تنها جواب اینهمه‌ می‌آید آیا؟

یک جمعه می‌بیند نگاهِ شرقی من

خورشید پیدا می‌شود از غروب دنیا

آقا نماز جمعه‌ی این هفته با تو

پای برهنه آمدن تا کوفه با ما



علی اکبر لطیفیان

/ 0 نظر / 21 بازدید