ز اشتیاق تو در افتادم بجانم آتش

ای سفر کرده دلم بی تو بفرسود بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود بیا

مایه راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو، دلم هیچ نیاسود بیا

ز اشتیاق تو در افتادم بجانم آتش

وز فراق تو در آمد بسرم دود بیا

گر ز بهر دل دشمن نکنی چاره من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود بیا

زود برگشتی و دیر آمده بودی بکفم

دیر گشت آمدنت دیر مکن زود بیا

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود بیا

گر به پالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بیالود بیا

 

 

اوحدی مراغه‌ای

/ 2 نظر / 13 بازدید
مهشاد

با آنكه اي حريفان ، بكشيد صفاي ما را /- من شكوه ها بگويم ، هم شرح اين جفارا با قصه هاي رنگين، با خالقي دروغين /- سر ببريد دوباره ، آن عشق بي صدارا يارم دگر بيايد ، من بي پناه نباشم -/در زلف شب ببينم ، آن ماه مه لقا را او وعده داد آيد ، روزي دگر به ميدان -/ بر اسب عشق راند ، ويران كند شما را با ذوالفقار در دست ، عدل علي سرايد /-كوري تو گر نبيني ، شير و يل خدا را در چشم من جمالش،ياد محمد (ص) آرد-/ هر دم درود گويم ، آن سرو مه لقا را من به اميد ديدار ، تخم اميد كارم - / تا نو كري كنم باز ، آن يار با صفا را

محمد حامد

آنقدر عاشقانه زندگی کن که اگر روزی رازهایت فاش شد بغض دنیا بترکد.....!