بدون تو چقدر درد بى دوا دارم..


براى آنکه بیایى به جاده مى نگرم

براى تو چقدر حرف دارد این جگرم

هنوز هفته به هفته پَرَم زمین گیر است

هنوز بال ندارم به آسمان بپرم

کویر خشکم و چشم انتظار بارانم

هنوز نیمۀ کارم ، هنوز بى ثمرم

دوباره کیسۀ خالى برایت آوردم

هنوز شکر خدا من گداى پشت درم

چقدر جمعه گذشت و چقدر مادرِ من

نیامدى چقدر پیر تر شده پدرم

بدون تو چقدر درد بى دوا دارم

بدون تو چه بلاها که آمده به سرم

همیشه دست نوازش تو مى کشى به سرم

همیشه خوبى و من هم همیشه دردسرم

مگر خودِ تو نگفتى مواظبم هستى

برس به داد دلم در گناه غوطه ورم

خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم

خودت مراقب من باش بى تو در خطرم

مگر دعاى خودت کار را درست کند

که من قنوت بگیرم دعاى بى اثرم

دلم خوش است به این روضه ها و هیئت ها

به این بهانه مگر ره به کوى تو ببرم

براى کرببلا ، براى شش گوشه

میان روضه دلم تنگ شد براى حرم


/ 0 نظر / 20 بازدید