ما را ز فرقت تو، دیگر نمانده تابی

مخمور جام وصلم، ساقی بده شرابی

بر حلقه‌ی در تو، شب تا سحر دخیلم

شاهد گدای خود را، آخر بده جوابی

رندیم و دل پریشان، رخ را ز ما مپوشان

دریاب عاشقان را، ای آنگه عشق نابی

طی شد جوانی ما، درانتظار رویت

ای پیر شاب منظر، از مرحمت شتابی

در طور چشم هایت، میعاد عاشقانه است

سهم دل از نگاهت، عشقی و اضطرابی

یک پنجره گشودم، از دل به چشم هایت

چشمم ستاره بارد، تا بر شبم بتابی

جایی که صد چو موسی، را «لن تران»‌ بگویند

سودای خام داری، ای دل مگر به خوابی؟

چشم تو شد مجسّم ، در قاب چشم عاشق

گاهی شود مصوّر، دریا به ظرف آبی

 

محمد علی جعفریان «عاشق»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: محمد علی جعفریان (عاشق)
سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢ .:. ۱:٤۱ ‎ب.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک