همه هست آرزویم، که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را، ننموده ایّ و بینم

همه جا به هر زبانی، بود از تو گفتگویی

همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نِه، بنشین کنار جویی

چه شود که از ترحّم، دمی ای سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر، ز تو ترکنم گلویی

بشِکست اگر دل من، به فدای چشم مستت

سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبویی

چه شود که راه یابد، سوی آب تشنه کامی

چه شود که کام جوید، ز لب تو کامجویی

 

فصیح الزمان رضوانی شیرازی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: فصیح الزمان رضوانی شیرازی
شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢ .:. ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک