در دل خود کشیده‌ام، نقش جمال یار را

پیشه‌ی خود نموده‌ام، حالت انتظار را

ریخته دام و دانه شه، از خط و خال خویشتن

صید نموده مرغ دل، برده از او قرار را

سوزم و سازم از غمش، روز و شبان به خون دل

تا که مگر ببینم آن، طرّه‌ی مشکبار را

دولت وصل او اگر، شبی بیایدم به کف

شرح فراق کی توان، داد یک از هزار را

چشم امید دوختن، در ره وصل تا به کی

برده شراب هجر او، از کفم اختیار را

ای مه برج معدلت، پرده ز چهره برفکن

شو ز دو چشم عاشقان، ز آب کَرَم غبار را

سوختگان خویش را کن نظر عنایتی

مرهمی از کرم بنه، این دل داغدار را

 

علامه میرجهانی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: علامه میر جهانی
چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢ .:. ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک