چه کردی انتظار، ای انتظار لاله گون، با من

که این سان همسفر شد جای دل یک لُجّه خون با من؟

گرفتم تیشه‌ی تیز قلم، هموار سازم ره

نگر چون کرد، ای محبوب، رنج بیستون با من

ترا فریاد کردم در سکون لحظه‌ها، اما

به پژواک صدا، دمساز شد شور جنون با من

گواهی می‌دهد دل، از ورای ابر می‌تابی

نتابی گر، چه خواهد کرد شام قیرگون با من؟

حضورت طرفه گلزاریست، چشم انتظاران را

بیا مپسند از این بیش پاییز درون با من

شکسته دل ز سنگ هجر تو ای منتظر، بنگر

روان این قایق بشکسته بر دریای خون با من

مبادا بی تو جایت در دلم ای همنشینِ دل

تو بنشین تا که ننشانند اغوای فسون با من

 

سپیده کاشانی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: سپیده کاشانی
پنجشنبه ٩ آبان ۱۳٩٢ .:. ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک