چیست ای یار، در اندیشه‌‌ی طوفانی تو

سینه لبریز شد از شور غزلخوانی تو

بی تو دیری است دلم ... آه دلم می گیرد

که گرفته است به یاد دل بارانی تو

بی تو هر لحظه‌ی هر روز، دعایم این است

کاش، ای کاش شود جاده، چراغانی تو

خلوتی کرده فراهم نگهم، تا شاید

بروم در دل آیینه به مهمانی تو

نذر کردم که اگر آمدی ای دوست، کنم

همه دار و ندارم را، قربانی تو

شعرهایی که نخواندم، همه تقدم تو باد

حرفهایی که نگفتم همه ارزانی تو

باز این یار، خدا را غزلی تازه بگو

و بگو چیست در اندیشه‌ی طوفانی تو

 

علی اصغر سیدآبادی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: علی اصغر سیدآبادی
پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ .:. ۱:٢٧ ‎ق.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک