صبحی دگر می‌آید ای شب زنده داران

از قله‌های پرغبار روزگاران

از بیکران سبز اقیانوس غیبت

می‌آید او تا ساحل چشم انتظاران

آید به گوش از آسمان:‌ این است مهدی!

خیزد خروش از تشنگان: این است باران!

با تیغ آتش می‌درد آن وارث نور

در انتهای شب گلوی نابکاران

از بیشه‌زاران عطرهای تازه آید

چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران

آهنگ میدان تا کند او، بازماند

در گرد راهش مرکب چابکسواران

آیینه‌ی آیین حق، ای صبح موعود!

ماییم سیمای تو را آیینه داران

دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل

کِی می‌شود روشن به رویت چشمِ یاران؟

 

سید حسن حسینی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: سید حسن حسینی
شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢ .:. ٩:٥٤ ‎ب.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک