مُردم من از فراقت، ای دوست در کجایی؟

از دیده اشکبارم، روز و شب از جدایی

درد فراق دارم، کی می‌رسد دوایی

این درد بی‌دوا را، کی می‌دهی شفایی؟

جانا بیا از این غم، ما را بده رهایی

بگذشت در فراقت، ایّام نوجوانی

در طول غیبت تو،‌ سخت است زندگانی

ترسم که مرگ آید، یک لحظه ناگهانی

ما را بَرَد از این جا، در ملک جاودانی

آخر چنین نباشد، این رسم آشنایی

ای آفتاب طلعت، تا کی به ابر غیبت

در انتظار امرت، دیگر نمانده طاقت

تا کی کنم تحمّل، این درد و رنج محنت

ترسم بمیرم از غم، در درد و آه و حسرت

با حسرت جمالت ای نور کبریایی

دوران عمر بگذشت، در انتظار رویت

مهر تو غایبانه،‌ ما را کشیده سویت

رویت ندیده جانا، داریم آرزویت

آیا شود ببینم من چهره‌ی نکویت

از جان و دل برایت جان را کنم فدایی

 

مرحوم حجة الاسلام و المسلمین شرفی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: حجه الاسلام و المسلمین شرفی
چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢ .:. ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک