حسرت روز وصال تو بود در دل ما

آه از این دل و این حسرت بی حاصل ما

تا نیایی ننشینی ننشانی آتش

آتش حسرت تو شعله کشد در دل ما

عقده از دل بگشا لب بگشا بهر سخن

ورنه ای عقده گشا حل نشود مشکل ما

آب شد این دل و از دیده در آمد چون سیل

در بیابان غمت مانده بگل محمل ما

بجز ای مهر نروید ز گلم هیچ گیاه

چونکه از مهر تو تخمیر شده این گل ما

کی شود دیده به دیدار تو روشن گردد

نور گیرد ز تو این دیده ناقابل ما

نزد آن شمع رخت هست چو پروانه عماد

بال و پر سوخته، این روشنی محفل ما

 

عماد تهرانی


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: عماد تهرانی
یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢ .:. ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ .:. .:. نظرات ()
  • بک لینک فا | خرید بک لینک