سلام و عرض ادب

به دلیل مشغله های فردی، برای حفظ اهداف فرهنگی، این وبلاگ به فرد دیگری واگذار شد

از این تاریخ به بعد وبلاگ " ای پادشه خوبان "؛  با مدیریت جدید به فعالیت ادامه می دهد.



تاريخ : شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٧ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

غزل نیامدنت

بلندترین شعر دلتنگیست

دیوانی بزرگ شده است؛ دلتنگی من!



تاريخ : جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩٦ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام

جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام

 از باد ها نشانی تان را گرفته ام

عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام

 طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت

" شرمنده جوانی از این زندگانیم"

  با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا

آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام

 در این دهه اگر چه صدایت گرفته است

یک شب  بخوان به صوت خوش آسمانی ام

 در روضه احتمال حضورت قوی تر است

شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام

  هم پیر قد خمیدگی زینب توا م

  هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام

 این روزها که حال مرا درک می کنی

بگذار دست بر دل آتشفشانی ام

 در به دری برای غلام تو خوب نیست

تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام



تاريخ : جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 مولا جان

دلم سخت شکسته

درمانده و بی پناه، لحظه های غریبی را می گذارانم

مولا جان.. چرا خدا نگاهی به اشک هایم نمی کند؟نکند دیگر دوستم ندارد؟

مولا جان..خسته ام..

مسافر کوچه های غربت و دلتنگی نمی خواهی برگردی؟

درد بر وجودم چنگ انداخته و زخم خوردۀ پنجۀ روزگارم

مولا حضرت صاحب الامر..ببین..!نگاهم کن..!تو را به خدا جوابم را بده!

مولا حضرت ولی عصر..نگذار از بی کسی و تنهایی،مهمانِ کوی دیگری شوم.

 



تاريخ : جمعه ۱٦ امرداد ۱۳٩٤ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()



تاريخ : شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ | ۳:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

سلام ...

این پست یه تخته سفیده

برای درد دل کردن شما با مولاتون مهدی عجل الله تعالی فرجه...

پس هر چه می خواهد دل تنگت بگو...با اجازه تون چراغ اول رو این حقیر شروع می کنم:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سید ما..مولای ما..دعا کن برای ما..

الهی من جانم هزاران بار به فدای تو...بیا..فقط بیا..

دارم از این همه غربت غریبانه ات خفه می شوم..

دارم از این همه بی عدالتی می میرم..

دیگر شب هایم به بی خوابی بدل شده برگرد..تو را قَسَمَت می دهم برگرد..

آمدن تو را جوانانی انتظار کشیدند که دیگر الان پیر شدند

و پیرانی که دیگر نیستند..

الهی من فدایت شوم جهان در حال غروب کردن است؛

طلوع هستی، بیا!!!

که آمدنت تمنای قلبی ما شده..

بیا..!!

 



تاريخ : شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ | ۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()



تاريخ : شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

یا مولانا صاحب الزمان!

تو را به ثانیه های حضورِ پر حضورت

به لحظه های پریشانی هزار دل بی قرارِ شما

به غربت غریبانه ات چون مولا علی در شبانه هایت

به پرتو های این همه لطف و مهربانی در دل های خستۀ امتت

این حقیر سراپا تقصیر می خواهم که بیایی..

بیایی و سکون بر این همه طوفان دل ها دهی.

الهی من به فدای قدوم مبارکت..بیا که چشمانم طوطیای خاک زیر پایت...

                                                                                            



تاريخ : یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()



تاريخ : یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

این روزها دیگر کسی یاد شما نیست

دیگر کسی با نام هایت آشنا نیست

مثل گذشته نیست دیگر کارهامان

شبهای جمعه روی لبهامان دعا نیست

حق با شما بوده اگر خیمه نشینی

این جا میان ما برای تو که جا نیست

نان شب بعضی مهم تر از نماز است

یک عده ای هم کارشان غیر از ریا نیست

هر کس همان طوری که میخواهد همیشه

گرم و گناه و ... در دلش ترس از خدا نیست

دیگر گذشت آن هفته های جمکرانی

دیگر سه شنبه های هفته با صفا نیست

در بند نفس خود گرفتاریم از بس

که لحظه هامان از گرفتاری جدا نیست

 محمد حسن بیات لو

 



تاريخ : یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ | ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
مطالب قدیمی تر
  • بک لینک فا | خرید بک لینک